می دانی توی این سطرهایی که حالا« تو» جا خوش کرده ای، روزی فقط جای «من» بود؟
تو آمدی
تو رفتی
و «من» در فاصله ی آمدن و رفتن تو در میان این خطوط آویزان شدم
مهم نیست!
توی تاریخ «من »و« تو» حرف های نگفته فراوان است
خدا می داند:
از برگ هایی که هرسال بر شاخه های نوروز می جوشد
تا بشقاب های گل مرغی این سرزمین
از اشک های بیدریغ لیلی
تا قهوه ی تلخی که امروز روی این میز میان من و تو یخ کرده است،
دویده ایم
گواه ما ریگ های بدون شرح این بیابانند.
راست می گویی!
بوی« نا» گرفته ایم
چقدر قدمت ما طول کشیده است!
(و جان کندن ما برای درک این واژه ی سه حرفی:ع ش ق)
بگذریم:
عکس های آن روز فرودگاه را که ایمیل کرده بودی
سیاه و سفید بود
(مثل این که شال آبی فایده ای نداشت
آن روز،آسمان به صورت من نمی آمد)
حالا:
بی خیالی چشمان تو کم بود
فاصله هم به آن اضافه شد
(توی قایقی،تنها نشسته ام/از ساحل تو دور می شوم/و برای خودم دست تکان می دهم)
چه می شود کرد؟
پل ها کارشان به درازا کشیده است.
راستی عزیزم!
کنار آن رود مشهور یا هر رود دیگری که قدم می زنی،
سال نو مبارک!
نوشته شده توسط پروين سلاجقه در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 13:15 موضوع شعر | لینک ثابت
ما هر روز اتفاق می افتیم
و همین طور که اره ها توی خاطراتمان چنبر می زنند
بر مدار هم می چرخیم
(مثل من که وقتی از طواف تو بر می گشتم
رنگ پیراهنم روشن تر به نظر می رسید
نسیمی لطیف بال های روسریم را به بازی می گرفت
و در تار و پود آن به دنبال بوی آشنایی می گشت.)
هنوز بوی جنین و زهدان می دادیم
(و شاید سفال های کاشان رنگ خاکستری نداشت)
که اسکندر و آب حیات را چشیدیم
و آن وقت همچنان بر مدار هم چرخیدیم
تا این که ثانیه ها خاطراتمان را به غارت بردند
(عاشقانه های کهن مرا به خرابات کشاندند
و چین زلفم را به دلدادگی صبا نسبت دادند)
توان از انگشتانم می گریزد
وقتی فقط سکوت می تواند راز رویین تنی ما را در حاشیه ی تاریخ ثبت کند
تو گفتی:«آن رازها را زمان فراموش می کند
و از ثانیه های عشق تنها حضوری باقی می ماند»
تو می گویی
و تو توی هر چهار فصل زندگی می کنی
هیچ اسفندیاری به رویین تنی چشمان تو نیست
وقتی به من خیره می شوی
و خاطرات راه راه ام را دانه دانه از توی ذهنم بیرون می کشی
حالا سال ها از من و تو گذشته است
ما یاد گرفته ایم که خواب هایمان را از هم بدزدیم
ما یاد گرفته ایم که در خاطرات هم زندگی کنیم
تو می گویی...
من می گویم...
زمان می گذرد
ما در گلوی آسمانخراش ها گیر می کنیم
به آدم های راه راه عادت می کنیم
و کم کم در رایانه ها ته نشین می شویم
تو می گویی...
زمان می گذرد
(و آن وقت من وقتی از طواف تو بر می گردم
صدایم توی تلفن خش بر می دارد
کلیشه های «خاتون» و «بانو» بر گرد سرم چرخیدن می گیرند
نسیم از حوالی بال های روسریم می گریزد
و راه خانه ی گیسوانم را فراموش می کند)
تو می گویی...
و من نمی گویم.
نوشته شده توسط پروين سلاجقه در چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 11:28 موضوع شعر | لینک ثابت
بازی بسته ای هستیم(من وتو)
جهان کوچکی داریم
(یکی مرکز. یکی حاشیه)
توی سطرهایم حضور صریحی داری عزیزم
خواب هایم را آشفته می کنی.
نوشته شده توسط پروين سلاجقه در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 23:56 موضوع شعر | لینک ثابت
این نامه را برای تو می نویسم
گوش کن عزیزم
بین ما فاصله ای نیست
ـبه جزدوری شما-
که از قلم نمی افتد
اگر حالم را خواسته باشی:
-دور از تو اشیاء واقعیتی اضافی دارند
-دلفین ها در خلیج فارس می میرند
-در عربستان زن های ۳۸ ساله را به طواف کعبه راه نمی دهند
-تیشه ی فرهاد(گاهی) داغ ها را لاله می کشد
-و فرصت شیرینگی کشدار می شود(وکمی بی حوصله)
-هر صبح از قاعده ی کوچه که ریخته می شوم توی خیابان
-آویزان می شوم توی یک کیف دستی کوچک بر شانه ی خودم
و آن وقت
تو
آرام
آرام
در میان پرسه هایم فاسد می شوی
دیگرحرفی ندارم(فعلا خداحافظ)
(می بینی چه راحت فرصت ها توی حرف هایم پاره می شوند
و هق هق ها سطرهایم را تصاحب می کنند؟)
.............
نوشته شده توسط پروين سلاجقه در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 1:14 موضوع شعر | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
* آتی بان
* پوريا گل محمدي
* مريم آموسي
* حسن فرهنگی
* حامد رحمتی
* دکتر مهدی زرقانی
* مترسک فیلسوف
* پیام سیستانی
* دكتر كاووس حسن لي
* هادي وحيدي
پیوندهای روزانه
خبرگزاری کتاب:پروين سلاجقه در شب آخماتوا مطرح كرد:ویژگی آخماتوا در بیان هنری یک کلام ساده است
سلاجقه: پس از فروغ، نيما نقد مي شود
گفت و گوي همشهري با سلاجقه:تقليل متن؛ آفت نقد ادبي
سایت شهر- دکتر پروین سلاجقه: کلان شهرها در شکل گرفتن ادبیات مدرن نقش داشتهاند
اتی بان سلاجقه: شاملو،مهم ترين كار را با اسطوره ي"مسيح" انجام داده است
/ نشست نقد و بررسي کتاب "اميرزاده کاشيها "/عنايت سميعي : نخستين خدايان شاعران بودند
ايلنا / نشست نقد و بررسي کتاب "اميرزاده کاشيها" / پروين سلاجقه:" شاملو " عاشقانه هاي بي نظيري به شعر فارسي اضافه كرده است
سايت كتاب/ نشست نقد و بررسي کتاب "اميرزاده کاشيها" /يک نوع انديشه شهودي هميشه همراه شاملو بوده است
حسن فرهنگي :مروري بر كتاب"اميرزاده ي كاشي ها"نوشته ي دكتر پروين سلاجقه
* سلاجقه«از اين باغ شرقي»مي گويد
نوشته های پیشین
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
اردیبهشت 1384
طراح قالب
POWERED BY