تبليغاتX
 پروين سلاجقه
 

مقاله : دکتر"پروین سلاجقه"

عوامل شاعرانگی در شعر "بیدل دهلوی"


سخن گفتن از عوامل شاعرانگی در شعر شاعری که :

هزار آینه در پرداز زلفش ز جوهر شاخه ی مژ گان در آب است

کاری بس دشوار و فوق طاقت است . چرا که برای تهیه مقاله ای که بتواند حق مطلب را به تمامی ادا کند و کلیه عناصر به کار گرفته شده در ساختار شعر او را در برگیرد در برابر عظمت شعر او :

در انتظار جمالی ، نشسته ام به خیالی
تحیر از مژه آغوش ها گشاده به هرسو

به هر تقدیر ، محور سخنم را به طور عمده به سه جنبه از جنبه های شعر بیدل اختصاص می دهم و به طور اجمالی ، درباره "منش استعاری زبان ، ذهن و تصویر " در شعر بیدل ، نکاتی را یاد آور می شوم .

بر گرفته از سایت آتی بان (ادامه مطلب)


 

نوشته شده توسط پروين سلاجقه در جمعه هجدهم شهریور 1384 ساعت 14:57 موضوع مقاله | لینک ثابت


داستان آفرینش
سفر (1)

آن مشت خاک میان مکه و طائف فرو شد

«عشق، باری، دو اسبه می آمد...»

«آیینهء غبار گرفته» به دستکاری خلقت در کار صیقل بود

«عشق، باری، دو اسبه می آمد...»

فرشتگان مقرّب انگشت تحیر به دندان
از بر کشیده فرودین به عالم بالا
وبرکرانه های ملک نسیم«ِیُحبّهم» درگذر بود
«عشق، باری، دو اسبه می آمد...»

***
( بنگر مرا، بنگر
که آنک کجابودم و اینک کجا !!
اینک من خود برکشیده زمانم
وجادوی «خمّرتُ بیدی» درکار سرشتنم
خاک ناچیز با خود می گفت:)
«  وعشق، باری، دو اسبه می آمد...»

از خاک برشدم ، از آب گذشتم ، با آتش و دخان همسفر شدم
این همه در کار «شدن» بود
تارسم علیین با درکهء سافلین در پیوست
وآنگاه ،
روزهای هزاران ساله از پی اربعیات هزاران باره
به سر آمد
ومعجزه «یُحبّونِهِ» تولد یافت

***
مرا چه باک
اگر سلامتیان ، ملامتیم خوانند
واگر
کروبیان مقدس
بردف دوریه ام زنند ؟«1»

سجود شیطان و بهشت خضرا مرا چه سود ؟
چرا که بهشتی مرا در سینه است
که هر گوشه اش
آیینه زار جمال اوست

***

عشق ، حالی ، دواسبه می آمد
با جلوه های درهم و شیرینش ....

***

- ذره ناچیز! آنروز از چه می گریختی؟

-آه، آری
آنگه ازاین می گریختم
که تا خود امروز
اینگونه نبایدم آویخت«2»


1- مسخره کردن
2- عاشق و گرفتار شدن


 

نوشته شده توسط پروين سلاجقه در جمعه هجدهم شهریور 1384 ساعت 14:52 موضوع شعر | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting